صفحه اصلي
تاريخچه
همسنگر
اخبار
نانوشته ها
یادواره
ستون آزاد
گاهشمار
جستجو
درباره ما
تماس با ما
پيوندها
عضویت در خبرنامه
شهيد
آزاده
جانباز
رزمنده
مفقود الاثر

پوسته
نام کاربری
کلمه عبور

« ورود »     « عضویت »
« بازیابی کلمه عبور »


اذان صبح(تهران)5:14
اذان ظهر(تهران)13:2
اذان مغرب(تهران)19:41
16 شهریور 1389
7 September 2010


کاربران حاضر:0
مهمان:6
بازدید امروز:195
کل بازدیدها:117582




























ستون آزاد




کاش کمي شرمنده مي شديم


سلام برادر شهيدم! نامت چه بود؟ يادم رفته است


 
 
 


سلام مرا هم به حضرت روح‌الله برسان

برادرشهيد من، خدا هنوز زنده است؟

نکندتو ديگر برادر من نباشي؟

برادر!امروز ديگر بر سر خواهرم چادري نيست تا که از خون سرخ تو سياه تر باشد!

برادرراستي، کربلا که اسطوره نبود، بود؟

سيدالشهدا را مي‌شناسي؟ من مايکل جکسون را مي‌شناسم، و هاکلبري فين را! تو چطور؟ بيل گيتس را

 مي‌شناسي؟

دراين دوره زمانه، حرف از بازنگري در دين خدا زده مي شود، براي خدا هم نسخه مي‌پيچند!

 برادر! خدا آيا حواسش نبود چه ميگويد؟

اينجاگرگ و ميش است! البت نه به خاطر اينکه خورشيد هنوز سايه­ گرمش را بر سرمان نگسترانيده

است،بل به خاطر شبيه بودن ذاتي گرگ ها و ميش ها! هم گرگ ها لباس ميش پوشيده‌اند و هم ميش ها

تابلوي من گرگ هستم بر گردنشان آويخته!

برادرشهيد من، فانوس داري؟ براي خودت نگه دار. من اين وضع را دوست دارم.

تورا هم دوست دارم.

نکنداز قاب عکس بيرون بيايي!

برادرشهيدم! بسيار دوستت ميدارم اما از من مخواه. مخواه که مانند تو بيانديشم و درانديشه شهادت

باشم.برادر اينجا آزادي انديشه است!

راستي در ملک خدا هم آزادي هست؟ نيست؟ خب پس نميداني چه ميگويم، اين آزادي که ميگويم خيلي

چيزخفني ست! گرگ و ميش ميکند همه جا را، حتي بهشت را! برادر شهيدم! راستي نامت چه بود؟ يادم

رفته است   .........


منبع :تبيان