صفحه اصلي
تاريخچه
همسنگر
اخبار
نانوشته ها
یادواره
ستون آزاد
گاهشمار
جستجو
درباره ما
تماس با ما
پيوندها
عضویت در خبرنامه
شهيد
آزاده
جانباز
رزمنده
مفقود الاثر

پوسته
نام کاربری
کلمه عبور

« ورود »     « عضویت »
« بازیابی کلمه عبور »


اذان صبح(تهران)5:16
اذان ظهر(تهران)13:1
اذان مغرب(تهران)19:38
18 شهریور 1389
9 September 2010


کاربران حاضر:0
مهمان:2
بازدید امروز:250
کل بازدیدها:119004




























ستون آزاد




مردي با سيماي نوراني (خاطره اي از شهيد آويني)


احتمالاً زمستان سال 68 بود که درتالار انديشه فيلمي را نمايش دادند که اجازه اکران از وزارت ارشاد نگرفته بود.سالن پر بود از هنرمندان، فيلمسازان، نويسندگان و ... در جايي از فيلم آگاهانه ياناآگاهانه، داشت به حضرت زهرا سلام الله عليها بي ادبي مي‌شد.

 من اين را فهميدم. لابد ديگران هم همينطور، ولي همه لال شديم و دم بر نياورديم. با جهان بيني روشنفکري خودمان قضيه را حل کرديم. طرف هنرمند بزرگي است و حتما منظوري دارد و انتقادي است برفرهنگ مردم اما يک نفر نتوانست ساکت بنشيند و داد زد: خدا لعنتت کند! چرا داري توهين مي‌کني؟!

همه سرها به سويش برگشت در رديف‌هاي وسط آقايي بود چهل و چند ساله با سيمايي بسيار جذاب و نوراني. کلاهي مشکي بر سرش بود و اورکتي سبز بر تنش. از بغل دستي‌ام (سعيد رنجبر) پرسيدم: آقا را مي‌شناسي؟

گفت: سيد مرتضي آويني است.